اسكندر بيگ تركمان

1048

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر ذخيره فرستادن از اردوى همايون بقلعهء مباركه و شرح محاربهء كه فيما بين جنود قاهره قزلباش و روميه وقوع يافت و مآل احوال مخالفان چون جمعى كثير و جمى غفير از سپاهيان و تفنگچيان در قلعه بودند و تا موازى دو هزار رأس اسب زياده داشتند و هر يوم مقدارى كلى غله و اجناس مأكول و عليق الدواب در كار بود و مدت محاصره به امتداد كشيده آذوقه تنقيص يافت و همه روزه مردم بىمؤنت شهرى و ارذل الناس محتاج خود را از قلعه انداخته بيرون ميآمدند . روميان از تقرير بيهده گويان بعسرت و تنگى معاش محصوران آگاهى يافته در انتظار فتح الباب ميگذراندند [ 738 ] ماه مبارك رمضان رسيد و رعايا و سكنهء بغداد اگر فى الجمله ذخيرهء داشتند از بيم سپاهيان مخفى داشتند به روى كار نميآوردند قيمت مأكولات بالائى يافته خريد و فروخت در شهر و بازار كمتر ميشد صفى قليخان جهت عرض اينحال معتمدان صادق القول راست گفتار فرستاده حقايق حال بر ضمير منير اشرف پرتو ظهور انداخت و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بالهام سروش غيبى بخاطر آوردند كه آذوقه آنچه در اردوى معلى سرانجام توان داد سرانجام نموده مقدارى كلى آذوقه از راه شط با كشتيها بجانب قلعه فرستند كه از دروازهء غربى طرف بغداد كهنه كه جاى خسرو بود داخل قلعه شود هم مايه اطمينان قلب رعايا و مردم شهر گردد كه اگر ذخيرهء داشته باشند در خريد و فروخت آن دلير گردند و هم موجب استظهار و اميدوارى سپاهيان و يأس و نوميدى مخالفان گشته در انتظار استيمان كه آخرين تدبير ناقص سردار است نبوده باشند و اين امر كبير در نظر همگنان اسير و بغايت دشوار و بسيار دور از كار مينمود زيرا كه از دروازه غربى قلعهء كه در مقابل بغداد كهنه واقع است تا قريب نيم فرسخ از هر دو طرف آب دجله معسكر روميان بوده و كشتيهاى پربار را از ميان دو گروه مخالف كه از عسرت و تنگى معاش شام تا صباح چشم آرزو بر خوشهء پروين دوخته‌اند گذرانيدن و بقلعه رسانيدن از كارنامه‌هاى روزگار است و در باستانى نامها به نظر نرسيده حضرت اعلى شاهى ظل اللهى همت بلند خسروانه بحصول اين امر عسير گماشته كس معتمد بقلعه فرستاده سفاين جسر را كه در حريم قلعه محفوظ بود طلب فرمودند صفى قليخان ده سفينه كشتى با جمعى دليران و تفنگچيان جلد هشيار بر آب دجله انداخته در تاريكى شب گذرانيده بكنار اردوى همايون رسانيدند آذوقه بسيار از آرد و جو و گندم و برنج و روغن و مرغ و گوسفند و اقسام مأكولات تا حلاوه و مربيات و اشربه و قند و نبات و امثال ذلك كه در اردوى معلى يافت ميشد سامان و سرانجام داده با سفاين مذكوره دفعه دفعه از آب گذرانيدند و خلف بيك سفره‌چى باشى كه چرخچى جنود اقبال بود با فوجى از دلاوران بدين خدمت نمايان مأمور گشت و او دامن مردانگى بر ميان زده كشتيها را مملو گردانيده كشتيبانان جلد آغاز راندن سفاين كردند و چون سفاين مذكوره گنجايش كل آن اجناس نداشت موازى پانصد خروار ديگر بشتران و الاغان بار كرده تكيه بر اقبال بيزوال همايون نموده از كنار شط راهى شدند كه به نزديكى دروازه رسانيده از آنجا دفعه دفعه با سفاين نقل نمايند مخالفان روميه كه در بغداد كهنه اقامت داشتند در كنار آب در چند محل چپرها زده و خندق حفر نموده ينكچريان